امروز شنبه ۲ آذر ۱۳۹۸
اختلاف سنی در ازدواج
خيلي وقت ها زوجيني را مي بينيم که با اختلاف سني خيلي زياد در کنار هم خوشبخت هستند و گاهي وقت هاي اختلاف سني زوجين باعث کشمکش و جدايي گشته است. پس به نظر مي رسد سن يکي از فاکتور هاي مهم در زمان ازدواج است که بايد به آن توجه ويژه کرد به همين مناسبت گفتگويي ترتيب داده با خانم دکتر فهيمه ملک زاده عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد و از اساتيد برجسته دانشگاه الزهرا تا به طور مبسوط اين مسئله را مورد ارزيابي قرار دهيم.
فاصله سني مناسب چه اهميتي درموفقيت زندگي زناشويي دارد؟ و آيا نقش مهمي را در اين زمينه ايفا مي کند؟
ازدواج عبارت از فرايند علاقمندي، كشش جسمي، جنسي، رواني و به دنبال آن فراهم سازي شرايط اقتصادي، اجتماعي، علمي، شغلي، خانوادگي، شخصي دو جنس مخالف ( زن ومرد يا دختر و پسر) در جهت ايجاد يك زندگي مشترك توأم با تفاهم، محبت، پويايي، زايندگي، و هدفمند كه در راس آن بيشترين تأثيرات را مذهب ، اعتقاد، عرف و دين دو طرف دارد.
موفقيت يک ازدواج به سطح بلوغ و تجربيات دو طرف بستگي دارد. واقعيت اين است که وقتي پاي عشق و ازدواج به ميان مي آيد، فاصله سني جادويي وجود ندارد.
نکته مهم اين است که تعريف تفاوت سن و پذيرش آن، کاملا به فرهنگ و تربيت خانوادگي بستگي دارد. در مساله ازدواج درصورت فراهم بودن نيازهاي اساسي و شناخت متقابل نمي توان فاصله سني را از عوامل و عناصر اصلي دوام زندگي دانست. با اين حال هرچقدر فاصله و اختلاف سني بين زن و مرد کمتر باشد غالبا آنها به درک بهتري از يکديگر مي رسند.
ديدگاه شما به عنوان کارشناس مسائل خانواده در مورد ميزان موفقيت ازدواج هايي که با اختلاف سني بالا رخ ميدهد چيست؟
بديهي است زن و مرد هرقدر تناسب و سنخيت بيشتري داشته باشند پيوند و ازدواج مستحکم تري خواهند داشت.در اين راستا معيارهاي زيادي وجود دارد از جمله:
يکي از معيارهاي انتخاب همسر هماهنگي و تناسب بين زوجين از نظر فاصله سني است. به هر حال افرادي که در محدوده سني نزديک هم باشند، تجربه ها و خاطره هاي يکساني دارند و پيش زمينه فرهنگي مشابهي براي درک کردن يکديگر خواهند داشت. دختر و پسري که در سن ازدواج قرار دارند بايد حتي امکان از نظر فکري در يک سطح باشند. اگرچه تفاوت سن در فرهنگ ما اهميت دارد ولي ميزان آن را هيچ علم و منطقي با قاطعيت تخمين نزده است.
در مورد فاصله سني زوجين زماني که خانم از آقا بزرگ تر است غالباً در جامعه ديدگاه منفي تر وجود دارد، نظرتان را در اين مورد بفرماييد؟ آيا اين گونه از ازدواج ها موفق خواهد بود؟
بطور طبيعي تفاوت در سن بلوغ دختر و پسر اين روند را طوري نهادينه کرده که پسرها باتوجه به ديرتر بالغ شدنشان بايد از دخترها بزرگ تر باشند. با اين حال فاکتور سن به تنهايي نمي تواند تضمين کننده يک ازدواج موفق باشد.
ليکن انگيزه زوج ها براي ازدواج با يکديگر در اين زمينه بسيار موثراست.  گاهي افراد با انگيزه هاي اقتصادي با افرادي ازدواج مي کنند که تفاوت سني بسيار زيادي با آنها دارند؛ ازدواجي بدون پايه هاي عاطفي و شناخت که نبودن عامل علاقه در اين نوع از ازدواج ها آنها را با شکست مواجه مي کند. در اين صورت نمي توان گفت شکست اين زندگي تنها به خاطر بالابودن سن يکي از دو زوج بوده است.
اگر چه بهترين و معمولي ترين وضعيت ازدواج اين است که سن پسر کمي از سن دختر بيشتر باشد، يا حداقل مساوي باشند( مثلا 1 الي 5 سال). اين  مسئله از يک جهت به خاطر اين است که مدت باروري در خانمها محدود بوده و با آقايان متفاوت است. ونيز اينکه قدرت باروي در خانمها زودتر از آقايان شروع مي شود، همچنين نياز است که  آقايان قبل از ازدواج، علاوه بر  بلوغ جسمي و فکري، به استقلال اقتصادي نيز برسند، که اين به زمان بيشتري نياز دارد. به هر حال اين نسخه غير قابل نقض نيست که  لازم به توضيح است.
توضيح اينکه فرد بايد بداند که ازدواج امر مقدسي است. وبايد با آداب وشرايط خاص خود صورت گيرد. همسر انتخابي مي بايست تمام معيارهاي اساسي و مهم مورد نظر فرد را که لازمه يک زندگي توام با خوشبختي هست را دارا باشد. اين بدان معنا نيست که در تمام اين پارامترها و معيارها صد درصد و کامل باشد چرا که معمولا نمي توان فردي را پيدا کرد که تمام معيارهاي مورد نظر را داشته باشد، بلکه به اين معناست که حداقل نمره قبولي را داشته باشد. 
ازدواج عبارت از فرايند علاقمندي، كشش جسمي، جنسي، رواني و به دنبال آن فراهم سازي شرايط اقتصادي، اجتماعي، علمي، شغلي، خانوادگي، شخصي دو جنس مخالف ( زن ومرد يا دختر و پسر) در جهت ايجاد يك زندگي مشترك توأم با تفاهم، محبت، پويايي، زايندگي، و هدفمند كه در راس آن بيشترين تأثيرات را مذهب ، اعتقاد، عرف و دين دو طرف دارد
نکته مهم اينکه اختلاف سني دختر و پسر نبايد آنقدر زياد باشد که دوره رشدي آنها متفاوت شود و در علاقه ها، سرگرمي ها ، طرز نگرش و بينش و انرژيهاي رواني با هم متفاوت و يا احتمالا درگير شوند. مثلا ازدواج دختر 16 ساله اي را با پسر 30 ساله در نظر بگيريد. در حاليکه دختر در آغاز راه هيجانات، علاقمند به شيطنت هاي نوجواني، کوهنوري و جست و خيز و مهماني و .... است ، پسرکار و تفکر و  مطالعه ، فيلم و موسيقي و گوشه ساکت خانه جهت استراحت را بيشتر مي پسندد. همچنين ديدگاه آقا توام با تجربه و احتياط است و ديدگاه دختر نوجوان ريسک و فعاليتهاي نو و بديع است.
نکته مهم بعدي اين است که علاوه بر سن شناسنامه اي بايد به سن و بلوغ عقلي، اجتماعي، فرهنگي و ظاهر وي  نيز توجه کرد. بعضي وقتها دختري ممکن است 3 سال از پسري بزرگتر باشد، اما با نشاط  و پرانرژي است. و علاقمنديها و تمايلات مشترکي با پسر دارد. لذا علاوه بر سن تقويمي، لازمست که به ظاهر ، طرز فکر و نگرش هم توجه عميق شود.
آيا نوع نگرش خود همسران هم در اين زمينه تاثير گذار است؟
بطور کلي نحوه تفکر پسر  و دختر، نسبت به اختلاف سني در ازدواج ( بزرگتر بودن دختر از پسر)، بسيار مهم است. اگر پسري از همان اول با ترديد به بزرگتر بودن همسرش بينديشد، او آمادگي دارد که بعدها  با کنايه اطرافيان به هم بريزد و اين مسئله را مرتب به رخ همسرش بکشد. اما در برابر پسري که درگير اين گونه مسائل نيست به سادگي از کنار اين مسئله مي گذرد. همچنين دختري که به اين مسئله (سن زياد) حساس هست. بعدها هر مسئله را در رابطه اشان به خودش و سن بالايش نسبت مي دهد. که اين  موضوع از آسيب پذيريها وبحرانهاي چنين ازدواجهايي هست.
واکنش خانواده ها نسبت به اين نوع ازدواج ها معمولا چگونه است؟ آيا ديدگاه خانواده مي تواند باعث شکست و يا موفقيت در اين نوع از ازدواج ها شود؟
 نظر خانوادهاي دو طرف هم در اين زمينه از آنجا مهم است که ممکن است با سخت گيريهاي خودشون منجر شوند که دختر و پسر نظرشان کم کم به هم عوض شود. 
خانواده ها بايد با اين مسئله منطقي برخورد کرده وقبل از اينکه بررسي کنند واکنش منفي نشان ندهند گاهي اين گونه ازدواجها نتايج خيلي خوبي داشته بلکه بايد به آنان کمک کنند که بهترين تصميم را بگيرند و توجه داشته باشند که سن يکي از معيارهاي ازدواج است نه همه معيارها.اگردوطرف شرايطي خوبي براي زندگي مشترک دارند بهتر است با آنان همراه شد.
چه آسيب هايي ممکن است در کمين زوجي هايي باشد که در آن زن از همسرش بزرگ تر است؟
از آسيب هايي که ممکن است در صورت بزرگ تر بودن خانم پيش بيايد اين است که:
ممکن است بجاي نقش همسري نقش مادري به عهده بگيريد؛ يعني زن با سن بالاتر از مرد چون خود را پخته‌تر، باتجربه‌تر و عاقل‌تر از مرد کم‌سن و سال مي‌‌‌داند (که  غالب اوقات مي‌‌تواند نگاه درستي هم باشد) در طول زمان با تغيير نگاه همسري به نگاه مادري، شروع به نصيحت، اندرز، سرزنش و آموزش شوهر خود مي‌کند و در عين حال ممکن است يکي از اين اتفاق‌ها بيفتد: گاهي زن دچار خستگي، درماندگي و استيصال مي‌‌شود چون شوهر در حال مبارزه و حل مشکلاتي است که زن آن را قبل‌تر به نوعي تجربه کرده و برخي رفتارها، ناپختگي‌ها و حتي خطرکردن‌هاي معقول مرد برايش جذاب نيست و حتي او را به نوعي بي‌مسئوليت تصور مي‌‌کند. در برخي موارد، مرد براي حفظ اقتدار مردانه، شروع به مقابله و ايستادگي در مقابل همسرش مي‌کند طوري که حتي شايد نظرهاي پخته و منطقي او را هم نپذيرد و محيط پرتنشي ايجاد کند.
همچنين اگر بر اساس توانايي مالي زن ازدواج انجام شده باشد.، چند حالت ممکن است پيش بياييد؛ زن احساس عشق واقعي از مرد نگيرد، زن به خاطر مسئوليت امور مالي، دچار فرسودگي جسمي‌‌ و رواني شود و رابطه به تعارض کشيده شود. البته بعضي از مردان بخصوص مردان وابسته که هميشه دنبال فرد حامي‌‌ در زندگي خود بوده‌اند يا از لحاظ مالي وضعيت چندان مطلوبي ندارند، اين وضعيت را احتمالا با رضايت مي‌پذيرند.
ونيز اگر ازدواج با تصور تغيير کردن و خود را وفق دادن انجام شده باشد؛ اين اشتباه رايج وجود دارد که افراد، مخصوصا خانم‌ها فکر مي‌‌کنند با تزريق عشق و محبت و علاقه مي‌‌‌توانند طرف مقابل را تغيير دهند که به‌هيچ‌وجه درست نيست. در بيشتر موارد اين رفتار باعث بروز تغييرات ماندگار و نهادينه در طرف مقابل نمي‌‌‌شود. از طرفي، دور شدن از خود واقعي و خود را مطلوب ديگري کردن، بالاخره به‌تدريج باعث نارضايتي از خود مي‌شود و کم‌کم تنش و بحران با بازگشت به خود واقعي ايجاد خواهد شد.
در هر حال توصيه اکيد مي شود با اختلاف سن (بزرگتر بودن خانم)قبل از دادن جواب مثبت  به يکديگر حتما از يک مشاورمتخصص کمک بگيرند. اگرتصميم گرفتيد جواب مثبت بدهيد ديگر مردد و حساس نباشيد.
اگر زوجي براي مشاور به شما مراجعه کنند که داراي اختلاف سني مناسبي نباشند چه توصيه هايي به آنها خواهيد کرد؟
*مراقب باشيد به همسري کنترل گر تبديل نشويد، از آنجا که تفاوت سني ميان زوجين خصوصاً زماني که مرد بزرگ تر است و دختر هم در سنين بسيار پايين به سر مي برد مي تواند زمينه ناهمساني در انديشه و افکار فردي و اجتماعي را ميان همسران فراهم آورد، اين احتمال وجود دارد که دچار بحران شوند.
در واقع بسياري از افراد بزرگ تر در ازدواج هاي بافاصله سني زياد معتقدند مسئوليت «تربيت» همسر نوجوان شان به عهده آنها واگذار شده است در نتيجه ممکن است ناخواسته در مقام يک والد شروع به سخت گيري و کنترل خارج از عرف همسر نوجوان شان کنند.
*مسلما در ازدواج هايي با شکاف سني بالا خصوصا زماني که زوجين کم سن و سال هستند، فرد کوچک تر ممکن است به تفريحات، سرگرمي ها و رفتارهايي علاقه مند باشد که شاد و پرهيجان است اما از نگاه فرد بزرگ تر چندان پسنديده و مقتضي مقام و شان فرد متاهل نيست.لذا توصيه مي شود در کناريکديگر باشيد نه در مقابل.
بسياري از خانم هايي که در سنين پايين و در اوج نوجواني زندگي مشترک را آغاز کرده اند ممکن است بعد از گذشت سال ها از زندگي شان به دنبال شکوفايي استعدادهايشان باشند.
در چنين شرايطي مرد ممکن است شاهد آزمون و خطاهاي زن براي به دست آوردن شغل، جايگاه اجتماعي، حل مشکلات شخصي و ارتباطي اش باشد. در واقع فرد کوچک تر با حرکت به سمت سنين رشد و پختگي، رفتارهايي را نشان مي دهد که در واقع مقتضي سن اوست و بخشي از فرآيند طبيعي رشد محسوب ميشود.
اينجا است که ممکن است شوهر (همسر بزرگ تر) که تاکنون همسرش را فردي صرفاً «تابع» مي شناخته، ممکن است با ايجاد چنين تغييراتي به اشتباه بينديشد که او مشغول سرکشي و طغيان است و بايد در مقابل چنين تغييراتي ايستادگي کرد. در شرايط مذکور چنانچه زوجين از قدرت گفت وگوي منطقي و انعطاف بر سر تغييرات به وجود آمده برخوردار نباشند دير يا زود شاهد جدايي عاطفي و روحي آنان  از يکديگر خواهند بود.لذا در اين گونه موارد بايد بتوانند بحران را مديريت کنند.
ازدواج عبارت از فرايند علاقمندي، كشش جسمي، جنسي، رواني و به دنبال آن فراهم سازي شرايط اقتصادي، اجتماعي، علمي، شغلي، خانوادگي، شخصي دو جنس مخالف ( زن ومرد يا دختر و پسر) در جهت ايجاد يك زندگي مشترك توأم با تفاهم، محبت، پويايي، زايندگي، و هدفمند كه در راس آن بيشترين تأثيرات را مذهب ، اعتقاد، عرف و دين دو طرف دارد
بعضي با تمسک به ازدواج پيامبر و حضرت خديجه فاصله هاي سني زياد ميان زوجين را توجيه ميکنند آيا اين يک استثناست يا ميتواند الگو باشد؟
اينکه فرموديد برخي باتمسک به ازدواج پيامبر (ص)با حضرت خديجه(س)ازدواج با دختر سن بالاتر را توجيه مي کنند بايد عرض کنم ، اول اينکه ايکاش در تمام امور آن بزرگواران را الگو قرار مي داديم نه فقط مواردي راکه قصد داريم....
ديگر اينکه ازدواج چيزي نيست که ما از استثناها بهره بگيريم بلکه ازدواج در مورد هر فرد شرايط خاص خود را دارد و اهداف افراد در اين مورد متفاوت است هر فرد بايد در مورد مذکور شرايط ،خصوصيات واهداف خود را مد نظر قرار دهد .بله خيلي موارد داريم که علي رغم اختلاف سني ازدواج هاي موفق و پايداري بوده اند بستگي به شرايط و اهداف طرفين داردکما اينکه ما بعنوان يک مسلمان وپيرو جضرت مي توانيم زندگي آن بزرگواران را بعنوان زوج خوشبخت وموفق الگوقراردهيم.
اگر در پايان نکته را لازم مي دانيد بفرماييد؟
در پايان لازم مي دانم اين نکته را يادآور شوم که در ازدواج  سن نمي تواند مهمترين نقش را داشته باشد بلکه اين ايمان، اخلاق، گذشت و محبت است که باعث استحکام پيوند زوجين مي شود. 
ارتباطی
نام و نام خانوادگی :
ایمیل :
متن پیام :
شماره تماس :
 
   ارسال نظر / پرسش
  نام و نام خانوادگی  
  ایمیل
  نظر
   
مطالب مرتبط

پاسداران روبروی پمپ بنزین نبش گلستان هشتم پلاک 451  طبقه همکف 22761500  22761700

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به موسسه سروش مهر و وصال می باشد . طراحی سایت : ایران طراح